انصافا باید این شجاعت را تحسین کرد. بدون شک این تصمیم نقطه روشنی خواهد بود در کارنامه مدیریت سایت عزیز بالاترین. از این پس شوقم برای فعالیت در بالاترین دوچندان خواهد شد... دیگر از اینکه یک دوست مذهبی را دعوت به خواندن مطالب بالاترین بکنم نمیترسم... دیگر از اینکه نوجوانی را تحریک به یادگیری از مطالب سایت کنم نمیهراسم... از اینکه دیگر شاهد توهین به هموطنانم نخواهم بود خوشحالم... هموطنی که نه از بازیهای پنهان اسلامیون چیزی میداند و نه از حدیثها و نقلقولهای دروغین پیروان این دین... نه به خشم الله با کفار اعتقاد داشت و نه از دعوت قرآن به تندروی بر ضد غیرمذهبیون دفاع میکرد... نه وحشیگری از نوع طالبان را قبول داشت و نه قوانین دروغ حکومت روحانیون را اطاعت میکرد... او فقط ساده است و غافل، او بیخبرست و ناآشناست... کافیست با او از در دوستی وارد شوید، کافیست به او بگویید دوستش دارید، به او بگویید خیرش را میخواهید. او محتاج راهنمایی توست. او همان است که میشناسیم... همان که روز و شبمان را با او گذراندهایم، کنار خودمان و حتی در خانه خودمان... نه! او لیاقتش بیش از اینهاست. بسیار بیشتر از اینکه نصیبش فحش باشد و توهین... ۱۳۸۹ آبان ۲۴, دوشنبه
آفرین به مدیریت بالاترین
انصافا باید این شجاعت را تحسین کرد. بدون شک این تصمیم نقطه روشنی خواهد بود در کارنامه مدیریت سایت عزیز بالاترین. از این پس شوقم برای فعالیت در بالاترین دوچندان خواهد شد... دیگر از اینکه یک دوست مذهبی را دعوت به خواندن مطالب بالاترین بکنم نمیترسم... دیگر از اینکه نوجوانی را تحریک به یادگیری از مطالب سایت کنم نمیهراسم... از اینکه دیگر شاهد توهین به هموطنانم نخواهم بود خوشحالم... هموطنی که نه از بازیهای پنهان اسلامیون چیزی میداند و نه از حدیثها و نقلقولهای دروغین پیروان این دین... نه به خشم الله با کفار اعتقاد داشت و نه از دعوت قرآن به تندروی بر ضد غیرمذهبیون دفاع میکرد... نه وحشیگری از نوع طالبان را قبول داشت و نه قوانین دروغ حکومت روحانیون را اطاعت میکرد... او فقط ساده است و غافل، او بیخبرست و ناآشناست... کافیست با او از در دوستی وارد شوید، کافیست به او بگویید دوستش دارید، به او بگویید خیرش را میخواهید. او محتاج راهنمایی توست. او همان است که میشناسیم... همان که روز و شبمان را با او گذراندهایم، کنار خودمان و حتی در خانه خودمان... نه! او لیاقتش بیش از اینهاست. بسیار بیشتر از اینکه نصیبش فحش باشد و توهین... ۱۳۸۹ آبان ۲۱, جمعه
ما از دلیل و منطق چیزی کم نداریم... بیایید با همین ابزار همکاریکنندگان با حکومت را آگاه سازیم...
بیشک از اهداف مهم بوجود آمدن جنبش سبز رعایت اخلاق بوده است، آنچه هماکنون در بخشی از بدنه جنبش تا حدودی نادیده گرفته میشود. نمونه عینی آن، برخورد و عکسالعملها نسبت به عملکرد افرادی نظیر افتخاری، شریفینیا و باقری بود که به عقیده بنده اگر در مسیر درستی قرار میگرفت میتوانست خیلی اثربخشتر از شرایط فعلی باشد. در اینکه هر نوع همکاری با "دولت کودتا" و "نظام دروغ" منفور و قبیح است شکی نیست، اما مسئلهای که هماکنون به آن کمتر اندیشیده میشود فرصتی است که در قبال این اتفاقات نصیب جنبش میشود و به راحتی هم از دست میرود. این فرصت چیزی به جز استفاده از همان اشخاص و بکارگیری ایشان بر ضد خود نظام نیست. به این معنی که بجای برخورد احساساتی و تند با این افراد، بیاییم آنها را با منطق و دلیل (آنچه ما در گفتنش هیچ کم نداریم) از عمق قباحت این عمل آگاه کنیم و سپس از ایشان بخواهیم که خود نیز در محکوم کردن جنایات، بیانیهای انتشار دهند که اگر این مسئله اتفاق بیفتد علاوه براینکه از این طریق ضربههای جبرانناپذیری به حکومت وارد کردهایم، کار را برای ایشان در فرونشاندن این غائله به علت عوارضی که با برخورد با هنرمندان برای ایشان به وجود خواهد آمد، سخت کردهایم. بیاییم این بار و در همین قضیه فیلم ندا و بازیگر احتمالی آن، همین کار را بکنیم قبل از اینکه جانیان و قاتلان حکومت، جنبش سبز را به بیاخلاقی متهم کنند و هنرمندان و ورزشکارانمان را یکی یکی به سوی خود بکشانند. ۱۳۸۹ مرداد ۲۳, شنبه
دوست بالاترینی! تو ای هموطنم! دست نگهدار...
تو ای دوست من! صبر کن... دست نگهدار... باز هم که اشتباه انتخاب کردی. باز هم ندانسته به همان راهی میروی که سعی در برگشتش داری. انتخابت که باز همان خودکامگیست. بار دیگر که خود عاملی برای تکگویی شدی.
تو ای هموطن من! به هوش باش که خامنهای و احمدینژاد اینبار به شکل یک منتقد دین و سکولار و با مهر تأیید تو، همان رفتاری را تبلیغ میکنند که تو ادعای مبارزه با آن را داری. همان روشی را داد میزنند که برای نابودیش من و تو همقسم شدیم. توهین میکنند و با فحش، نفرت را بین ما میپراکنند. ادعا دارند که نقد میکنند، حال آنکه در نوشتههایشان جزء فحش و توهین چیز دیگری نیست. اصرار میکنند که راست میگویند و سلاح اثبات آن را ناسزاگویی میپندارند.
تو ای همسنگر من! بیا بیتفاوت نباشیم. بگو و میگویم که چاره کار روشنگریست و فحش نیست. بگو و میگویم که نفی یک کار غلط، دلیل و منطق هست و توهین نیست. داد بزن و میزنم که خودخواهی بس است و خیرخواهی احتیاج ماست. بیا با هم فریاد بزنیم نقد آری، فحش و توهین خیر...
۱۳۸۹ خرداد ۲۸, جمعه
پیشنهادی خوب برای جنبش
آیا این اندک تجمعاتی که در مناسبتهای مختلف توسط جنبش سبز انجام میشود، کافیست؟ آیا میتوان به این دلخوش بود که همین چند روز انگشتشمار جوابگوی مطالبات جنبش خواهد بود؟ مسلما در کافی ندانستن تعداد روزهای خروش جنبش به نوعی همه با هم موافقیم و در اینکه هر عضو جنبش به نوعی در صدد نقشآفرینی و ادای دین بیشتر به شهدا و هدف جنبش هست هم اطمینان داریم. این پیشنهاد را میتوان به چند دلیل بسیار قابل توجه خواند:
1- حکومت هیچ بهانهای برای حمله و تعرض به این تجمع نخواهد داشت و اصلا ظاهر این تجمع یک راهپیمایی عادی و آرام است که ظاهرا برعلیه هیچکس و هیچ عقیدهای نیست.
2- این حرکت به مرور زمان به عنوان نماد مخالفت با حکومت تبدیل خواهد شد. وطبیعتا اولین مکان اظهار مخالفت هر ایرانی با حکومت.
3- همین گردهمائی، خود باعث شناخت و آشنایی اعضا و برنامهریزی برای اعتراضات و تجمعات اصلی جنبش و هماهنگی هرچه بهتر آنها خواهد شد.
4- لیدر و رهبران گروههای مخالف حکومت در همین تجمعات انتخاب خواهند شد و طبیعتا پیامها و تصمیمات رهبران جنبش خیلی آسانتر و رساتر به گوش اعضا خواهد رسید.
5- هشدار و زنگ خطر همیشگی جنبش به حکومت و سردمداران آن و یک نوع اعمال قدرت از طرف مخالفین.
بنده تقریبا مطمئن هستم که این پیشنهاد هم به مانند خیلی پیشنهادات قبلی که از طرف اعضا مطرح شده، مورد بیاعتنایی قرار خواهد گرفت، اما از رهبران و برنامهریزان جنبش خواهش میکنم به این پیشنهاد با جدیت بیشتری بیاندیشند.
۱۳۸۹ خرداد ۲۱, جمعه
آقای کودتاچی! اعتراض ما تنها برای ندا نیست، ما از کشته شدن یک ملت مینالیم.
۱۳۸۸ اسفند ۱۸, سهشنبه
نتایج پیام کوتاه برنامه نود غیر واقعیست.
چطور میتوان باور کرد کریم باقری در آستانه 37 سالگی به عنوان بهترین بازیکن سال ایران انتخاب شود، در حالیکه بیش از 59 درصد رأیها را از طرف مخاطب ایرانی که دست بر قضا همه آنها هم به نوعی کارشناس فوتبال محسوب میشوند، از آن خود کند. و از همه جالبتر، قرار گرفتن فرهاد مجیدی در رده سوم این لیست است که بدجور توی ذوق میزند. در این که کریم باقری یکی از بهترین بازکنان ایرانی محسوب میشود شکی نیست اما انتخاب او در شرایطی که بازیکنی مثل جواد نکونام یکی از بهترین سالهای دوران فوتبال خود را سپری میکند جای تعجب است. برای یافتن نظیر همین ردهبندی عجیب، میتوان به چند هفته پیش برنامه نود هم رجوع کرد جایی که در میان لژیونرهای پرطرفدار و خوشسابقه، علی دائی عنوان بهترین لژیونر فوتبال ایران را کسب میکند و علی کریمی و مهدویکیا دو تن از بازیکنان محبوب ایرانیان در پشت سر او قرار میگیرند. این نوشته به هیچ وجه قصد زیر سؤال بردن تواناییهای بازیکنان شایستهای مثل دائی و باقری یا مجیدی را ندارد، بلکه این مقاله بیشتر در پی روشن ساختن واقعیت و طرح این سؤال هست که با توجه به شناخت علائق ایرانیان، در حال حاضر این ردهبندی را چقدر میتوان بازتاب انتخاب واقعی جامعه ایرانیان دانست؟نگاه خوشبینانه این قضیه را میتوان به تعصبات ایرانیان به تیمهای مورد علاقه خود و یا مسائل دیگر نسبت داد اما نگاهی کنکاشانهتر ما را به این سوال میرساند که آیا دستی برای بیاعتبار کردن این برنامه (نود) و القای نبود صداقت در بین دستاندر کاران این برنامه در کار نیست؟ شاید این نوع نگاه را بتوان بسیار بدبینانه تعبیر کرد اما با نگاهی به سیر تحولات چند ماه پیش این برنامه و درگیریهای مجری برنامه نود با مراکز قدرت در ایران، این سخن چندان هم غیرواقعی به نظر نمیرسد.
۱۳۸۸ اسفند ۱۷, دوشنبه
احساسات و چانهزنیهای بچهگانه، روند غالب اینروزهای بالاترین
مگر قرار نیست بالاترین نقش رهبر و راهبر اصلی جنبش در فضای مجازی ایرانیان باشد؟ مگر ادعا نمیکنیم اکثر کاربران بالاترین را خردگرایان و فرهیختگان تشکیل میدهند؟ مگر خوشحال نیستیم از اینکه هسته اصلی اقدامات جنبش در هر یک از تجمعات، در فضای بالاترین شکل میگیرد؟ خب پس چطور به خودمان اجازه میدهیم با چانهزنیهای بچهگانه این فضای مقدس را آلوده کنیم.۱۳۸۸ بهمن ۲۰, سهشنبه
همتها و باکریها و چمرانها متعلق به ما هستند. جیرهخواران را چه به شجاعت...
۱۳۸۸ بهمن ۱۶, جمعه
باید با همان «شمشیر دین» به جنگ کودتاچیان رفت
زنده باد جنبش سبز مردم ایران...

