چطور میتوان باور کرد کریم باقری در آستانه 37 سالگی به عنوان بهترین بازیکن سال ایران انتخاب شود، در حالیکه بیش از 59 درصد رأیها را از طرف مخاطب ایرانی که دست بر قضا همه آنها هم به نوعی کارشناس فوتبال محسوب میشوند، از آن خود کند. و از همه جالبتر، قرار گرفتن فرهاد مجیدی در رده سوم این لیست است که بدجور توی ذوق میزند. در این که کریم باقری یکی از بهترین بازکنان ایرانی محسوب میشود شکی نیست اما انتخاب او در شرایطی که بازیکنی مثل جواد نکونام یکی از بهترین سالهای دوران فوتبال خود را سپری میکند جای تعجب است. برای یافتن نظیر همین ردهبندی عجیب، میتوان به چند هفته پیش برنامه نود هم رجوع کرد جایی که در میان لژیونرهای پرطرفدار و خوشسابقه، علی دائی عنوان بهترین لژیونر فوتبال ایران را کسب میکند و علی کریمی و مهدویکیا دو تن از بازیکنان محبوب ایرانیان در پشت سر او قرار میگیرند. این نوشته به هیچ وجه قصد زیر سؤال بردن تواناییهای بازیکنان شایستهای مثل دائی و باقری یا مجیدی را ندارد، بلکه این مقاله بیشتر در پی روشن ساختن واقعیت و طرح این سؤال هست که با توجه به شناخت علائق ایرانیان، در حال حاضر این ردهبندی را چقدر میتوان بازتاب انتخاب واقعی جامعه ایرانیان دانست؟نگاه خوشبینانه این قضیه را میتوان به تعصبات ایرانیان به تیمهای مورد علاقه خود و یا مسائل دیگر نسبت داد اما نگاهی کنکاشانهتر ما را به این سوال میرساند که آیا دستی برای بیاعتبار کردن این برنامه (نود) و القای نبود صداقت در بین دستاندر کاران این برنامه در کار نیست؟ شاید این نوع نگاه را بتوان بسیار بدبینانه تعبیر کرد اما با نگاهی به سیر تحولات چند ماه پیش این برنامه و درگیریهای مجری برنامه نود با مراکز قدرت در ایران، این سخن چندان هم غیرواقعی به نظر نمیرسد.
