۱۳۸۹ خرداد ۲۸, جمعه

پیشنهادی خوب برای جنبش

آیا این اندک تجمعاتی که در مناسبتهای مختلف توسط جنبش سبز انجام می‏شود، کافیست؟ آیا می‏توان به این دلخوش بود که همین چند روز انگشت‏شمار جوابگوی مطالبات جنبش خواهد بود؟ مسلما در کافی ندانستن تعداد روزهای خروش جنبش به نوعی همه با هم موافقیم و در اینکه هر عضو جنبش به نوعی در صدد نقش‏آفرینی و ادای دین بیشتر به شهدا و هدف جنبش هست هم اطمینان داریم.
بنابراین حرکتی نیاز هست. حرکتی متداوم و برنامه‏ریزی شده که علاوه بر منظم و متحد کردن صفوف اعضای جنبش، خود به محلی برای جذب نیروی بریده از اردوگاه رقیب باشد. این حرکت در صورتی موفق عمل خواهد کرد که در زمانی مشخص و از پیش تعیین‏شده و در دفعات متعدد برگزار شود بدون اینکه کمترین هزینه‏ای به جنبش و اعضای آن وارد سازد.
و اما پیشنهادی که مطمئنا اگر اهتمام لازم روی آن صورت گیرد موفقیت‏های زیادی را نصیب جنبش خواهد کرد این است: «راهپیمایی سکوت هفتگی در یک روز و ساعت و مکان مشخص».
این راهپیمایی می‏بایست بدون دادن هرگونه شعار، بیانیه و حتی حمل یک کاغذنوشته برگزار شود، به این صورت که به طور مثال در شهر تهران، طول یک خیابان که قبل از اولین جلسه توسط برنامه‏ریزان این تجمع معرفی می‏شود در یک روز و ساعت مشخص که پیشنهاد بنده روز جمعه حوالی ساعت 10 تا 12 هست توسط اعضای جنبش طی می‏شود بدون دادن کوپکترین بهانه‏ای به حکومت جهت هرگونه تعرض به این تجمع، به طوریکه هر کس اولین بار شاهد این راهپیمایی باشد از ظاهر این تجمع چیزی از آن نفهمد. یک راهپیمایی کاملا آرام و ساکت که می‏توان در هر شهر و دهات آن را برگزار کرد.
این پیشنهاد را می‏توان به چند دلیل بسیار قابل توجه خواند:
1- حکومت هیچ بهانه‏ای برای حمله و تعرض به این تجمع نخواهد داشت و اصلا ظاهر این تجمع یک راهپیمایی عادی و آرام است که ظاهرا برعلیه هیچ‏کس و هیچ عقیده‏ای نیست.
2- این حرکت به مرور زمان به عنوان نماد مخالفت با حکومت تبدیل خواهد شد. وطبیعتا اولین مکان اظهار مخالفت هر ایرانی با حکومت.
3- همین گردهمائی، خود باعث شناخت و آشنایی اعضا و برنامه‏ریزی برای اعتراضات و تجمعات اصلی جنبش و هماهنگی هرچه بهتر آنها خواهد شد.
4- لیدر و رهبران گروههای مخالف حکومت در همین تجمعات انتخاب خواهند شد و طبیعتا پیامها و تصمیمات رهبران جنبش خیلی آسانتر و رساتر به گوش اعضا خواهد رسید.
5- هشدار و زنگ خطر همیشگی جنبش به حکومت و سردمداران آن و یک نوع اعمال قدرت از طرف مخالفین.
بنده تقریبا مطمئن هستم که این پیشنهاد هم به مانند خیلی پیشنهادات قبلی که از طرف اعضا مطرح شده، مورد بی‏اعتنایی قرار خواهد گرفت، اما از رهبران و برنامه‏ریزان جنبش خواهش میکنم به این پیشنهاد با جدیت بیشتری بیاندیشند.

۱۳۸۹ خرداد ۲۱, جمعه

آقای کودتاچی! اعتراض ما تنها برای ندا نیست، ما از کشته شدن یک ملت می‏نالیم.


چطور به این نتیجه رسیدی که درد من فقط شهادت ندا است و بس، که اینچنین برای مصنوعی جلوه دادن این واقعه تقلا می‏کنی. این همه برنامه و بیانیه و هزینه برای این بود که به من بگویی پرپر شدن این گل کار تو نبوده غافل از اینکه درد من پژمردگی تنها یک گل نیست و من داغ گلستان را فریاد میزنم. من از نابودی گلزار می‏گریم و تو بی‏گناهی خود را در کتمان کردن خشکی گلی می‏جویی؟ خودخواهی کورت کرده و کوریت چندش‏‏آور است. حماقت تو تمامی ندارد و به اندازه بدبختی کل مردمت هزینه دارد. آنقدر احمقی که نمیفهمی با اصرارت بر کتمان کردن شهادت ندا، خود را در به خون کشیدن بقیه شهدا رسوا کرده‏ای ، شرم بر تو... شرم بر تو... شرم بر تو...