۱۳۹۰ آذر ۷, دوشنبه

علیا المهدی مدافع؟ یا شلاقی دردناکتر بر پیکره حقوق زن؟

انتشار عکسهای دختر مصری در اینترنت توسط خودش، و حمایتهای عجیب و غریب بسیاری از ایرانیان از این اقدام، چند روزیست که فضای بسیاری از سایتهای ایرانی را به خود اختصاص داده حال آنکه هیچ کدام از حمایت کنندگان این اقدام، به درستی تعریف واضحی از معنی و هدف این عمل و دلایل دفاع از آن را نداشته اند. در جملات کثیر اما نا واضح این عزیزان واژه های مشابهی از قبیل آزادی و حجاب اجباری و نگاه سنتی و شجاعت و عقده های جنسی و نگاه تبعیض آمیز به زن و... به وفور می توان یافت اما اینکه این عمل چه ربطی به آزادی و عقده های جنسی و ظلم به زن و دارد را یا کسی توضیح نداده و یا با مغلطه گویی به طریقی قصد چسباندن این عمل را به ارزشهای یاد شده دارند. 
مایلم برای روشنتر شدن موضوع بر روی اکثر این واژه ها زوم کنم و با تطبیق آنها با عمل خانم علیا المهدی، حتی الامکان به نتیجه ای مفید و منطقی برسم. اجازه بدهید ابتدا از نوشته خود خانم علیا المهدی بعد از انتشار عکس، شروع کنم. ایشان در وبلاگ شخصی خود در جواب مخالفینش اینطور نوشته: « نخست درباره زنانی که در آغاز دهه 70 میلادی در دانشکده هنرهای زیبا به عنوان مدل در برابر نقاشان مرد لخت می شدند قضاوت کنید و کتاب های هنری را پنهان کرده ، مجسمه های برهنه را بشکنید ، سپس در برابر آینه لخت شوید و بدن های خود را که بادید تحقیر آمیز به آنها نگاه می کنید به آتش بکشید تا پیش از فرستادن اهانت هایی با مضمون تبعیض جنسی به من و نفی حق آزادی بیان من ، برای همیشه از عقده های جنسی خود رها شوید» 
اولین نکته ای که می توان در نوشته خانم علیا المهدی یافت مدح نمایش بدن انسان در آثار هنریست و مقایسه آنها با عمل خود. غافل از اینکه زیبایی این آثار به توصیف ذات یک مخلوق زیبا (بدن انسان) از زبان واقعیت گوی هنر سالم است و نه اعمالی که در پیرامون آن و به بهانه بروز و یا کسب آن شکل می گیرد (مثل استفاده نامشروع از آن به عنوان دفاع از آزادی). 
دومین نکته برابر دانستن لخت شدن با آزادی بیان توسط خانم علیا المهدی است. اینکه آزادی پوشش چه ربطی به آزادی بیان دارد را بنده متوجه نمیشوم به این دلیل که با مثال آوردن کشوری که در آن پوششهای باز بلامانع است و در عوض کوچکترین اظهار نظری در مورد اوضاع و گروههای سیاسی جرم محسوب می شود، می توان به راحتی این نظر را رد کرد. 
سومین نکته بکار بردن کلمه عقده های جنسی توسط این جوان مصریست. کاربرد این کلمه از طرف یک دختر بیست ساله را خیلی جدی نمی توان تلقی کرد، دلیلش هم احساسات ناپخته و قضاوت شتابزده ایست که از طرف فردی در این سن خیلی عجیب نیست. اما برای روشنتر شدن موضوع و اینکه افراد زیادی در دفاع از دختر مصری این کلمه را بارها تکرار کرده اند باید پرسید آیا اینکه افرادی شأن یک زن را به جذابیتهای جنسی او نمی دانند عقده جنسیست؟ یا آنکس که می گوید "زیباییهای زن آنقدر ارزشمند است که نمی بایست در هرجا و هر شرایطی بدن خود را نمایان کند" از عقده های روانی که لابد یادگار بچگیست رنج می برد؟ و یا کسی که می گوید بدن زن به عنوان زیباترین و خصوصی ترین وجه فیزیکی یک زن آنقدر قابل احترام هست که اتفاقا می بایست در نمایش آن وسواس و دقت کافی را مبذول کرد تنگ نظر و متحجر است؟ 
نکته جالب توجهی که در اعتراضات اکثر و شاید تمام به اصطلاح مدافعین زنان می توان دید، حمله به کشورهای اسلامی در بحث حقوق زنان است که البته تا اینجای بحث کاملا درست و قابل دفاع است. اما ظاهرا این افراد مهمترین مکان از بایت توهین به زنان و ظلم به آنان را از یاد برده اند و یا شاید هم بحث در این باره را فعلا به صرفه نمی بینند. 
بدون شک بزرگترین مکان از جهت توهین به شخصیت زن، جایی به جز کشورهای غربی نیست. جایی که به بهانه تولید فیلم و کلیپ و تبلیغ و... زنان به زشت ترین اعمال واداشته می شوند. بدن زن به بی ارزشترین وسیله لذت بدل شده و رؤیت آن از هر چیزی راحتتر و کم هزینه تر است. نمایش زنان، چنان تجارت پر سودی را در این کشورها باعث شده که، منزلت زن را، به تکه پارچه بی ارزشی می توان تشبیه کرد که تجار برای پاک کردن کثافت خود استفاده می کنند. در این وضعیت، حمایتهای جهان غرب از به اصطلاح مدافعین حقوق زنان به شدت مضحک و ساختگی به نظر می رسد مخصوصا اینکه همین مدافع حقوق زنان، از همه چیز و همه کس ایراد می گیرند و به کمترین انتقاد به کشورهای حامی خود، بسنده می کنند!
حجاب اجباری، یکی دیگر از انتقادهاییست که به وضعیت زنان در کشورهای اسلامی می شود و بنده هم این انتقاد را کاملا وارد میدانم. اما جالب است که بسیاری از انتقادکنندگان حجاب اختیاری را با بی حجابی اجباری و حتی عریانی اشتباه گرفته اند. خانم علیا المهدی را می توان از جمله کسانی به شمار آورد که عریانی را با حجاب اختیاری اشتباه گرفته و ظاهرا بی تفاوت بودن به پوشش را یک ارزش می داند. او از اینکه در کشورش زنان را اشیای سکسی می بینند انتقاد می کند حال آنکه خود بهتر از هر کس دیگر می داند دلیلی که عکس او اینقدر جنجال به راه انداخت سکسی بودنش بود و نه چیز دیگر. او یک عکس سکسی گرفت برای اینکه بگوید زنان را با دید سکسی نگاه نکنیم. او از مشخصه زن بودن خود یعنی اندام سکسی، بهره گرفت تا نگاه تبعیض آمیز به زن را محکوم کند. او فریادش را با بدنش که خود می دانست بیشتر از هر چیز جلب توجه می کند سر داد یعنی همان ابزاری که خود به خود نگاه به یک زن را نسبت به یک مرد متمایز می کند. در یک کلام او خود بزرگترین تمایز بین زن و مرد را به رخ کشید تا به این طریق از شأن زنان دفاع کند حال آنکه نقطه ای که او دست روی آن گذاشت مقدس ترین تمایز یک زن با یک مرد است و او با عکسش آن را کم ارزش جلوه داد. 
اصلا این لخت شدن به چه معنیست؟ یک یادآوری از زن بودن؟ یک افتخار به زن بودن؟ یک عمل شجاعانه؟ بگذارید حرف دلم را بزنم. «لخت شدن برای یادآوری و یا افتخار و یا هرچیز دیگر در جهانی که از تمام رسانه هایش عریانی به سر و رویمان می بارد عمل مضحکیست که نتیجه ای به جز توهین و تحقیر به شآن  و شخصیت زن ندارد». ای کاش درد را در جای اصلی خود می جستیم...