میدانید یکی از دردناکترین ظلمهای زمان ما، به زن چیست؟ اینکه به بهانه وجود وسیله ای به نام دوربین، هر آنچه جنس مخالف می خواهد بر سرش می آورد و دردناکتر اینکه خود زن هم برای بهتر انجام گرفتنش می کوشد تا آنجا که جنس مخالف به خود اجازه می دهد کثیف ترین امیال خود را از او طلب کند. آنچنانکه دستگاه و سازمانی علنی و عینی هم برای آن فراهم آورد و به نام جشنواره و اعتراضات و اعمال خیریه و... بقیه همجنسان خود را در نقاط دیگر دنیا هم بی نصیب نگذارد. چه زشت جهانی که هر کدام از زنهایش بهتر این اعمال را انجام دهد معروفتر و هنرمندتر است!
این که باعث شد این چند خط را بنویسم دیدن فیلمی ژاپنی، هنگ کنگی به نام 3D.....and.Zen.Extreme.Ecstasy بود که بعد از دیدن اتفاقی چند عکس از این فیلم، کنجکاو شدم فیلم را ببینم. دیدن این فیلم تجربه دردناکی برایم بود آنقدر که چند روزی فکرم را مشغول کرد و مرا واداشت تا بیشتر در این مورد جستجو کنم. فیلم پر بود از صحنه های برهنگی زنانی که چهره برخی از آنها را اگر در فیلمی غیر از این دیده بودم به معصومیت و پاکی شان قسم میخوردم. این بازیگرها یا به عبارتی هنرمندان! چنان بی محابا در برابر معدود بازیگران مرد (و البته لابد جمع زیادی از عوامل پشت صحنه) برهنه می شدند که گویی البسه تا کنون چیز بیخود و اضافی بوده و ایشان در صدد براندازی این رسم ناپسند برآمده اند. البته نظیر این نوع هنرمندیها را قبلا بارها از عزیزان غربیمان شاهد بوده ایم اما اینکه یک کشور از منطقه شرق آسیا که تا چند سال پیش کمتر صحنه ای از این دست را می شد در فیلمهایشان یافت به این صورت و به سبکی نوتر از همتایان غربی خود، دست به ساخت این فیلم سخیف زند، جای تأسف بسیار دارد. بهت من از کشور تولیدکننده این فیلم زمانی بیشتر شد که در پی جستجویم در این باره، معصومترین و مظلومترین بازیگر پورنوی دنیا را از همین کشور یافتم! بازیگری که در یکی از شرم آورترین صحنه های بی حرمتی به شأن یک زن در طول تاریخ، چنان بی احترامی از طرف مردان کثیف اطراف خود می بیند که اگر بگوییم مدافع حقوق زنان برای همین یک صحنه می بایست خون گریه کنند، سخنی به گزاف نگفته ایم. شرم دارم این صحنه را تشریح کنم اما اگر بخواهم به طور خلاصه از آن بگویم، این است که بازیگران یا همان هنرمندان مرد این فیلم یکی یکی و چند نفره عصاره هوس کثیف خود را با سر بازیگر زن این فیلم که در حال اخبار دادن است پاک می کنند، تا جایی که تمام سر و صورت این خانم خیس و کثیف می شود.
اکنون سؤال این است که چرا گروههایی که دم از حقوق زنان و مطالبات آنها می زنند در حالیکه میدانند اکثر بازیگران این نوع فیلمها از مهاجران و یا خانواده های کم بضاعت و مظلوم هستند و به اجبار در این عمل، به کار گرفته شده اند، فریاد اعتراض سر نمیدهند. کجاست احترام به حقوق بر حق زنان که ایشان در پی آنند؟ چه زمانی میخواهند سر از آخور سیاست مداران در آورند و آنچه واقعی تر هست را ببینند؟ در حالیکه زشت ترین بی حرمتیها در کشورهای توسعه یافته به زن می شود این حضرات در پی کلید خوشبختی زنان در کشوهای فقیر جهان هستند. باید به ایشان گفت: وقتی بی حرمتیهایی از این قبیل به مقام زن می شود و شما اعتراضی سر نمی دهید و یا حداقل با اعتراض شما چیزی تغییر نمیکند و کماکان این رویه زشت تر از قبل ادامه داده میشود وجود اشخاص و گروههای مثلا مدافع زنان چه لزومی دارد؟ جمع کنید این بساط دوز و کلک و فریب را...
ای کاش فریاد من از طریق همان تعداد معدودی ایرانی که این متن را می خوانند به گوش دنیا می رسید اگرچه شک دارم همان تعداد معدود ایرانی هم، نوشته من را ببینند و بخوانند.